خرید بک لینک

امروز اتفاقی با یه خانمی آشنا شدم

تقریبا سن و سال دار شاید حدود 50 اینطورا... جوری که بهم میگفت جای پسرم و این صحبتایی

میگفت از تهران اومدم کرج برای جلسه (مذهبی) و یهو دلم خواست برم مشهد زیارت!

و الان میخوام برم ترمینال چون ساعت 4 عصر بلیط دارم.

هیچی هم همراهش نبود...

گفتم حاج خانم چه سبک بار میری :))

گفت آره ازم پرسیدن بلیط برگشت گرفتی؟ گفتم نه!

تا کی میمونی؟ تا وقتی دلم بخواد! (حاج خانم اهل دلی بود در کل)

خلاصه که فازشو دوست داشتم. بقول برو بچه های امروزی وایب خوبی داشت!

قرار شد حتما اختصاصی دعام کنه :)

+ تاریخ : ۱۴۰۳/۰۵/۱۱ به قلم : رضـــا |

برچسب: نویسنده: پرهام نوری تاريخ: يکشنبه 14 مرداد 1403 ساعت: 14:13

صفحه بندی