از وقتی صحبت از تغییر کردم، داره اتفاقای نسبتا عجیب و خاصی میفته. اتفاقایی که بظاهر شاید خوشایند هم نباشه اما من شک ندارم که جزیی از پروسه تغییره و داره من رو میبره با یه شیبی به سمت یه ورژن جدید!
شاید لازم باشه از یه ناحیه ای از زندگیم بیرون بیام که فراتر از یه ناحیه امن سادهست!
یعنی یچیزی بیشتر و عمیق تر از این مفهومه. "ناحیه امن" تعریف خوبی براش نیست. یه ناحیه ای که مدتهاست درش گیر کردم و تعریفی جز یه مفهوم ذهنی و یسری باور و فکر نداره!
هرچی هست توی ذهنمه. میدونم که تو دنیای بیرون خبری از چیزی نیست. هرچی هست برمیگرده به دیدگاه و ذهنیت و باور و جهان بینی و این صحبتا...
خیره ایشالا....
برچسب:
نویسنده: پرهام نوری