یا اینکه نهایتا مثلا بعد چند سال مخاطبا و دوستا بتونن فقط یکبار یه ملاقات داشته باشن، این هم بنظرم جالب و باحال میتونه باشه. وگرنه وبلاگ اصلا محیط خوبی واسه مخ زنی و سایر داستانای مشابه نیست!
در حال حاضر چیزی که میتونه تو این زمینه حال منو خیلی خوب کنه، حداقل یه خبر از دوستا و مخاطبای مجازیمه. که متاسفانه اکثر وبلاگاشون یا داره خاک میخوره و یا حذف شده.
ببینم کیا به ذهنم میرسن:
ساراا - کله پوک - محمد حسین - فوسیس - عسل - مارال - ماریا - سویل - *سارا*(آروشا) - متین - مینه آ - سیه چشم - سروش - خاله کاکتوس - نیلوفر - آبجی سارا - mahsa - لیلا - سایه - سعیده - کسی مثل هیچکس - حنانه - نازار - مرمر - شاهزاده خیال باف - kimia - الی - الهام - me - تنهای تنها اسما - خاطره - مهرنوش - عاطفه خانم -
وای چقد اسم دختر ! 
هرکدوم یه دنیای خاص. یه انرژی خاص. که تو هر دوره ای هم ازشون چیز یاد گرفتم و هم با معاشرت (در حد همون کامنت) دلگرم شدم و انرژی گرفتم.
البته یه سری نوشته دارم که مخاطبامو معرفی کردم که حالا در آینده از بقیه هم بیشتر مینویسم.
برای تک تک صاحبان این اسامی که من غالبا جز یک اسم چیزی ازشون ندارم، خیلی خیلی خیلی آرزوهای خوب میکنم و امیدوارم هرجایی که هستن از صمیم دل خوشحال باشن.
اگرم کسی رو از قلم انداختم دیگه از کم سعادتی خودشه 
برچسب:
نویسنده: پرهام نوری