یکم ادکلنارو بو کرد و گفت: فکر کنم سرما خوردم بویی متوجه نمیشم، چند هستن؟
- سی تومن
بعدشم گفت فعلا نمیخوام فقط خواستم ببینم
بردم بچینمشون سر جاشون. پشتم بهش بود
با یه لحن لطیفی گفت: میتونم یه سوالی بپرسم؟!
- بفرمائید
- اگه باهم حال کنیم بهم یه ادکلن میدی؟
- حال کنیم؟! چه حالی کنیم؟؟
- حال کنیم دیگه ...
(یکم مکث کردم) - چکاره ای؟
- هیچی ، خونه دارم
- شوهر داری؟
- آره
- اگه شوهر داری واسه چی اومدی حال کنی؟
- خب شوهرم نیست . . .
(سرمو چرخوندم... یکم بیرونو نگا کردم)
- نه خانوم! اینجور داستانارو نیستم ...
جملم کامل نشده بود که گفت : باشه بعدا میام میخرم
و رفت . . .
برچسب: مشتری مداری,مشتریان بانک ملت,مشتری مداری چیست,مشتریان ایران خودرو,مشتری مداری در بانک,مشتری کیست,مشتریان سایپا,مشتری یابی,مشتریان دوو,مشتریان گلدیران,
نویسنده: پرهام نوری