ساعت ۱۱ شب لاگین کردم که فقط بنویسم حقیقتا "گوگوش" توی یه سطح و لِول دیگهای میخونه :)
عمرش پر برکت...
اونجاها که میگه:
دارم میترسم از خوابی که شاید هردومون دیدیم
ازینکه هردومون باهم خلاف کعبه چرخیدیم......
***
تو چه خوشرنگ و عزیزی مثل یک نت لب گیتار
مثل فکر شعر تازه حدس یک گل پشت دیوار
***
از کدوم پنچره می تابی به شب که شبونه با تـــو خلوت می کنم
من خدارو هرشب این ثانیه ها به تماشای تــــــــو دعوت می کنم
***
برای من همین خوبه که از هرکی تورو دیده
شبی صدبار میپرسم ازم چیزی نپرسیده...؟
برچسب:
نویسنده: پرهام نوری